تبليغاتX
$""پرستو کوچولو""$

$""پرستو کوچولو""$

خیلی خستم
نوشته شده در 91/03/03ساعت 22:17 توسط پرستو|

گاه اوج خنده ما گریه است / گاه اوج گریه ما خنده است
گریه دل را آبیاری میکند / خنده یعنی این که دلها زنده است
زندگی ترکیب شادی با غم است / دوست میدارم من این پیوند را
گرچه میگویند شادی بهتر است / دوست دارم گریه با لبخند را
نوشته شده در 91/03/03ساعت 21:58 توسط پرستو|

بي قرار توام و در دل تنگم گله هاست-...آه بي تاب شدن عادت كم حوصله هاست-مثل عكس رخ مهتاب كه افتاده در آب؛در دلم هستي و بين من و تو فاصله هاست-آسمان با قفس تنگ چه فرقي دارد؟بال وقتي قفس پر زدن چلچله هاست.باز مي پرسمت از مسئله ي دوري و عشق،وسكوت تو جواب همه ي مسئله هاست
نوشته شده در 91/03/03ساعت 21:57 توسط پرستو|

من یاد گرفته ام ... " دوست داشتن دلیل نمی خواهد ... " ولی نمی دانم چرا ... خیلی ها ... و حتی خیلی های دیگر ... می گویند : " این روز ها ... دوست داشتن دلیل می خواهد ... " و پشت یک سلام و لبخندی ساده ... دنبال یک سلام و لبخندی پیچیده ... دنبال گودالی از تعفن می گردند ... . . . دیشب ... که بغض کرده بودم ... باز هم به خودم قول دادم ... من " سلام " می گویم ... و " لبخند " می زنم ... و قسم می خورم ... و می دانم ... " عشق " همین است ......
نوشته شده در 91/03/03ساعت 21:55 توسط پرستو|



گاه می رویـم تا برسیـم‎ ...

گاه می رویم تا برسیم.
کجایش را نمی ‌دانیم.
فقط می‌ رویم تا برسیم ...



بی خبر از آنکه همیشه رفتن راه رسیدن نیست.
گاه برای رسیدن باید نرفت، باید ایستاد و نگریست.
باید دید، شاید رسیده ای و ادامه دادن فقط دورت کند.
باید ایستاد و نگریست به مسیر طی شده ...



گاه رسیده ای و نمی‌ دانی
و گاه در ابتدای راهی و گمان می کنی رسیده ای
مهم رسیدن نیست، مهم آغاز است
که گاهی هیچ روی نمی دهد
و گاهی می شود بدون آنكه خواسته باشی!



پدرم می گفت تصمیم نگیر!
و اگر گرفتی آغاز را به تأخیر انداختن، نرسیدن است
اما گاهی آغاز نکردنِ یک مسیر بهترین راه رسیدن است



گاه حتی لازم است بعد از نمازت بنشینی و فکر کنی،
ببینی كه ورای باورهایت چیست؟
ترس یا اشتیاق یا حقیقت؟



گاهی هم درختی، گلی را آب بدهی، حیوانی را نوازش کنی و غذا بدهی؛
ببینی هنوز از طبیعت چیزی در وجودت هست یا نه؟



یا پای کامپیوترت نباشی، گوگل و یاهو و فلان را بی‌خیال شوی
با خانواده ات دور هم بنشینید، یا گوش به درد دل رفیقت بدهی و
ببینی زندگی فقط همین صفحه نمایش و فضای مجازی نیست ...



شاید هم بخشی از حقوقت را بدهی به یک انسان محتاج تا ببینی
در تقسیم عشق در نهایت تو برنده ای یا بازنده؟



لازم است گاهی عیسی باشی
ایوب باشی
و بالاخره لازم است گاهی از خود بیرون آیی و
از فاصله ای دورتر به خودت بنگری و با خود بگویی:
سالها سپری شد تا آن شوم که اکنون هستم ...
آیا ارزشش را داشت؟



سپس کم کم یاد می ‌گیری
که حتی نور خورشید هم سوزاننده است اگر زیاد آفتاب بگیری
می آموزی كه باید در باغ خود گل پرورش دهی
نه آنكه منتظر کسی باشی تا برایت گلی بیاورد.
یاد می ‌گیری که می‌ توانی تحمل کنی که در خداحافظی محکم باشی
و یاد می گیری که بیش از آنكه تصور می كردی خودت و عمرت ارزش دارد

نوشته شده در 91/02/17ساعت 19:2 توسط پرستو|

تولدت

 

 

مبارک

 

 

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

 

نوشته شده در 91/02/10ساعت 0:21 توسط پرستو|

این جا گرگان است.

 دانشگاه منابع طبیعی.

 صدای طبیعت.

با دانشجویانی که به سرسبزی می اندیشند.

 دانشجویانی که نمی دانند سیاست چیست.

این جا همه سبزند. فضای باغچه دانشگاه،

خالی ست.

می گویند شهید می آید. می گویند گمنام

می آید. دل ها را می کشاند سمت جبه های

 جنوب. گفته اند در فاو پیدا شده. در عملیات

والفجر 8 بوده. والفجر 8 با رمز یا زهرا. همانند

 مادرش گمنام می آید. اکنون که می خواهد

 به جمع ما بپیوندد، ایام فاطمیه است. 

 یا زهرا

شهید گمنام سلام

شهید گمنام درود

این جا جای توست.

این باغچه خالی برای توست. می خواهیم

 با تو باشیم. می خواهیم در کنار تو باشیم.

 دلت نگیرد. ما هستیم.

عده ای می گویند چرا شهید می آید؟

شهیدان عزیزند ام دانشگاه جای شهید

نیست. می گویند این کار بی حرمتی به

 خون شهداست.

از طرفی عده ای دیگر که در دل غوقای

آسمان را دارند، می گویند اگر برادرمان

بیاید، فضای دانشگاه معنوی می شود.

 این جا عطر بهشت می گیرد و ما می توانیم

 به شهدا ادای دین کنیم.

نمی دانم چه بگویم؟ حق با کیست؟

همه به نظر راضی نمی رسند. اما مخالفان

 کم هستند. مشتاقان بی تاب، با عشق

 انتظار می کشند و حضور شهید را مایه ی

 دل گرمی و افتخار دانشگاه می دانند.

 عده ای هم به شوخی می گویند، شاید

حضور شهید موجب حاجت روا شدن ما

شود. در حالی که قلب هایشان مشتاق تر

 از دیگران است.

بسیج به طور مشکوک و مخفی اعلام کرد

 در روز 3شنبه کلاس ها جهت همراهی

 با شهید، تعطیل می باشد. برخی که

منتظرند کلاس ها آخر هفته تعطیل شود

 و چمدان بردانرد و بروند. ما ماندیم  این ها

 با چه رویی بر سر خاک شهید می آیند؟

همه چیز آماده است. باغچه را گل باران

کرده اند. غنچه های سرخ، سرباز زده اند.

سر دری برای آمدنش بپا کرده اند. قبر را

آماده ساخته اند و طنین یا حسین را در

همه جا پخش نموده اند. این جا آماده است.

 اما دانشجویان چه طور؟

 

نوشته شده در 91/02/03ساعت 20:37 توسط پرستو|

نوشته شده در 91/01/20ساعت 22:37 توسط پرستو|

فاطمه یک اسمان ادراک بود

 

فاطمه خورشید روی خاک بود

 

قلب حق در سینه او می تپید

 

از سر انگشتش نجابت می چکید

 

چشم زمزم از غمش نمناک بود

 

دامنش از اب کوثر پاک بود

 

اسمانی بود صاف وبی کران

 

قصه گویی بود در شهرکران

 

خانه اش در سادگی ممتاز بود

 

هر چه در ان خانه بود اعجاز بود

 

گر چه یک زن با هزاران درد بود

 

زن مگو او یک تنه صد مرد بود

 

هیچ می دانی چرا ان بت پرست

 

مست و بی رحمانه پهلویش شکست

 

گفت من از حق حمایت می کنم

 

از غدیر خم حفاظت می کنم

 

من به دنیا مجتبی اورده ام

 

کربلا در بطن خود پرورده ام

 

این حقیقت همچو کوکب منجلیست

 

بعد پیغمبر فقط حق با علیست

 

نوشته شده در 91/01/20ساعت 22:35 توسط پرستو|

یا علی درویش و صوفی نیستم

 

فاش می گویم که کوفی نیست

 

لیک می دانم که جز دندان تو

 

هیچ دندان لب نزد بر نان جو

 

لنگ لنگان طریقت را ببین

 


مردم دور از حقیقت را ببین


 

مست مینای ولایت نیستند

 

 

سرخوش از شهد هدایت نیستند

 

 

نوشته شده در 91/01/20ساعت 22:19 توسط پرستو|

جای همه دوستان خالی. سال تحویل نجف بودیم.

دعای سال تحویل.کنار قبر امیرالمومنین. کنار مشتاقان.

جای همه خالی

حس و حالی که هر کس توان درک آن را ندارد.

فضایی پر از عشق

پر از غم

پر از تنهایی

فاطمه ی علی کجاست؟

کوفیان با تو چه کردند علی؟

من برای بیعت آمدم

من برای تجدید پیمان آمده ام.

دلم را جا گذاشتم.

دعا می کنم باز هم قسمت شودم برم

دعا می کنم قسمت همه مشتاقان شود

 

نوشته شده در 91/01/19ساعت 21:14 توسط پرستو|

نوشته شده در 91/01/19ساعت 21:8 توسط پرستو|

سال

 

نو

 

مبارک

 

نوشته شده در 91/01/19ساعت 21:7 توسط پرستو|

مثل دوستی که همیشه موقع دست دادن خداحافظی،
 
 آن لحظه‌ی قبل از رها کردن دست، با نوک انگشت‌هاش
 
 به دست‌هایت یک فشار کوچک می دهد… چیزی شبیه
 
 یک بوسه!
 
 
مثل آن راننده تاکسی‌ای که حتی اگر در ماشینش را
 
محکم ببندی بلند می گوید: روزخوبی داشته باشی.
 
 
 
آدم‌هایی که توی اتوبوس وقتی تصادفی چشم در
 
چشمشان می شوی، دستپاچه رو بر نمی‌گردانند،
 
لبخند می زنند و هنوز نگاهت می کنند.
 
 
آدم‌هایی که حواسشان به بچه های خسته ی توی
 
 مترو هست، بهشان جا می دهند، گاهی بغلشان
 
 می کنند.
 
دوست هایی که بدون مناسبت کادو می خرند، مثلا
 
می گویند این شال پشت ویترین انگار مال تو بود.
 
 یا گاهی دفتریادداشتی، نشان کتابی، .. .
 
 
آدم‌هایی که از سر چهار راه نرگس نوبرانه می خرند
 
 و با گل می روند خانه.
 
 
آدم‌های پيامك‌های آخر شب، که یادشان نمی رود
 
گاهی قبل از خواب، به دوستانشان یادآوری کنند که
 
 چه عزیزند، آدم‌های پيامك‌های پُر مهر بی بهانه،
 
حتی اگر با آن ها بدخلقی و بی حوصلگی کرده باشی.
 
 
آدم‌هایی که هر چند وقت یک بار ایمیل پرمحبتی
 
می زنند که مثلا تو را می خوانم و بعد از هر یادداشت
 
 غمگین خط‌هایی می نویسند که یعنی هستند
 
کسانی که غم هیچکس را تاب نمی آوردند.
 
 
آدم‌هایی که حواسشان به گربه ها هست، به پرنده ها
 
 هست.
 
 
آدم‌هایی که اگر توی کلاس تازه وارد باشی، زود صندلی
 
 کنارشان را با لبخند تعارف می کنند که غریبگی نکنی.
 
 
آدم‌هایی که خنده را از دنیا دریغ نمی کنند، توی پیاده رو
 
 بستنی چوبی لیس میزنند و روی جدول لی لی می کنند.
 
 
 
نوشته شده در 90/12/13ساعت 20:33 توسط پرستو|

* انگشت شست
* انگشت اشاره
* انگشت وسط
* انگشت انگشتری
* انگشت کوچک
* انگشتر به دست نمی کنم .
 
انگشتر را در کدام انگشتتان می گذارید ؟ 
 

 
انگشت شست : شما مجذوب کالاهای مدرن و روز
 هستید از مورد توجه قرار گرفتن لذت می برید شما
تفریح کردن را دوست دارید از زندگی لذت می برید و
همشه آماده هستید تا با چیزهای جدید رو به رو شوید .
انگشت اشاره : شما دارای اعتماد به نفس و مسئولیت
پذیر هستید رهبری و هدایت ر ا دوست دارید و می توانید
 در ظاهر بسیار جدی و خشن باشید اما در باطن ملایم
 و حساس هستید .
انگشت وسط: بیشتر افرادی که در این گروه قرار دارند
از رشد و بالندگی سر باز می زنند و بیشتر خودمحور
هستند با و جود این همشه بی ریا هستند بخصوص
نسبت به خانواده و دوستانشان .
انگشت انگشتری : شما فردی حساس و رومانتیک
هستید عمیقا امید دارید تا عشقی بیابید که گرما بخش
دل و ابدی باشد.
انگشت کوچک : شما فردی مهربان و متواضع هستید
 به جزئیات توجه می کنید و دوست ندارید در کارهایتان
 کوچکترین اشتباهی از شما سر بزند شما بیش از حد
خود را به کار مشغول می کنید .
در چند انگشت : آن عده از افراد که در دو انگشت یا
بیشتر انگشتر دارند اعتماد به نفس ندارند و همیشه
 مراقب هستند تا عشق واقعی شان را بیابند عاشق
تجملات هستند اما آن را جایگزین ناقابلی برای دوستان
 و عاشق خود می دانند.
انگشتر به دست نمی کنید : شما خواستار زندگی
 ساده و بدون تجملات هستید فردی بی ریا ، قابل
اطمینان ، آرام ، باهوش و سختکوش هستید و همیشه
دوستدار آموختن چیزهای تازه اید . به دلیل احساس
خجالتی که دارید از جمع دوری کرده و تا جایی که
بتوانید از مشاجره پرهیز می کنید.
 
 
 

 
 
نوشته شده در 90/12/13ساعت 20:20 توسط پرستو|


آخرين مطالب
»
»
»
»
» گاه می رویـم تا برسیـم‎ ...
»
»
»
»
»

Design By : Pichak